با کیفیت عالی HD1080 - بدون تگ تبلیغاتی سایت - آهنگ ویدیو
1080
TM Bax - Miram Bala (NarinMusic) [1080].MP4 720 TM Bax - Miram Bala (NarinMusic) [720].MP4 3GP TM Bax - Miram Bala (NarinMusic).3GP
دانلود آهنگ با کيفيت MP3 320
TM Bax - Miram Bala
دانلود آهنگ با کيفيت MP3 128
TM Bax - Miram Bala
دانلود آهنگ با کيفيت OGG 64
TM Bax - Miram Bala

بچه ها نظر يادتون نره فقط
موضوع انشای این روزهای مدارس کشور :
علم بهتر است یا پراید ؟؟؟
.
.
پسره : اسمت چیه ؟؟؟
دختره : یه شارژ بفرست.
پسره : چند سالته ؟؟؟
دختره : یه شارژ بفرست.
پسره : خیلی دوسِت دارم میخوام بیام خواستگاریت !
دختره : واقعا ؟؟؟ کِی ؟
پسره : یه شارژ بفرست …
.
.
سقف خواسته های ما از اینترنت اکسپلورر اینه که وقتی اشتباهی بازش می کنیم وقتی رو ضربدر کلیک می کنیم بسته بشه و کل سیستم پنج دقیقه هنگ نکنه !
.
.
قانون نانوشته ای از نیوتون :
ﺍﮔﺮ ﺍﻣﻮﺭ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺣﺎﻝ ﺧﻮﺩﺷﻮﻥ ﺭﻫﺎ ﮐﻨﯽ ﺑﺪﺗﺮ ﻣﯿﺸﻦ ؛ ﺍﮔﺮ ﺩﺧﺎﻟﺖ ﮐﻨﯽ ﺯﻭﺩﺗﺮ ﺑﺪﺗﺮ ﻣﯿﺸﻦ !
.
.
بالاخره نیمه گمشده مو پیدا کردم ، زیر تخت بود !
هی میگم کسی اتاق منو مرتب نکنه وسایلم گم میشه !!!
.
.
“ببین مال بقیه هم رفته یا فقط مال ماست ؟” چیست ؟
اولین جمله ای که موقع قطع برق ، ایرانیها به زبان می آورند !
.
.
نمیدونم چه سریه که خیره شدن به یه نقطه وقت نوشیدن چاى لذتش رو دو برابر میکنه ؟!؟!
.
.
بنی آدم رو اعصاب یکدیگرند …
.
.
رفتم گلفروشی گفتم آقا این گل طبیعیه ؟؟؟
یه دختر بچه ۵ساله ای اونجا بود گفت پــَ نَ پــَ سزارینه !
به جون خودم من تا ۱۲سالگی فکر میکردم بچه ها رو لک لک ها از آسمون میارن !
.
.
فقط یه ایرانی میتونه جلد بستنی که هیچی توش نداره رو لیس بزنه ولی بعد وقتی مهمونی تموم میشه همینطوری دیس دیس غذا بریزه تو سطل آشغال !
.
.
کلا آدم وقتی تو فیلم و عکس خوب میفته که رکابی و پیژامه راه راه تنش باشه !
.
.
از وقتی فهمیدم کارایی که به فردا میندازم هرگز انجام نمیشن ، میندازمشون به پس فردا …
.
.
ما یه کبابی کنار خونمون هست منم مشتری سفت و سختش بودم ؛ دیروز به دلیل استفاده از گوشت خر تعطیل شد !
من
سازمان حمایت از حیوانات نیمه اهلی
دوباره من
گربه های محل
سه باره من
بوفه مدرسان شریف
و در آخر من : روحم شاد یادم گرامی !
.
.
مکالمه ی من و مغازه دار :
من : ماژیک دارین ؟
چه رنگی میخواین ؟
مشکی.
نداریم.
آبی.
نداریم.
قرمز.
نداریم.
میشه بگین چه رنگی دارین ؟
اصلا ماژیک نداریم !
من هنوز تو کف دلیل سؤال اولیش هستم ، فک کنم میخواست ببینه من چه رنگی دوست دارم ولی من فعلا قصد ازدواج نداااااااارم !!!
.
.
جشنواره فیلم غذاها :
جایزه اسکار براى لیمو عمانى براى ایفاى نقش مکمل در قرمه سبزى !
.
.
من آن گلبرگ مغرورم که میمیرم ز بی آبی ولی از سر سفره پا نمیشم برم پارچ آبو بیارم !
.
.
نمیدونم چرا ولی بعضی وقتا خوابم میاد مثه سگ اصحاب کهف !
.
.
گوشیم فارسی نداره همیشه مینویسم سلام گلم که میشه سلام کلم و همیشه جواب میگیرم سلام چغندر ، سلام کاهو ، سلام شلغم !
باید برم یکی از اینا که راحت از تو جیب درمیاد بخرم !
.
.
شوهر : خانوم ! غذا آمادس ؟
همسر : هنوز نه باید یه کمی صبر کنی !
شوهر : پس من میرم بیرون یه چیزی میخورم و برمیگردم !
همسر : لطفا فقط ۵ دقیقه صبر کن !
شوهر : یعنی غذا ۵ دقیق دیگه آمادس ؟!
همسر : نه دیگه ! من ۵ دقیقه دیگه آماده میشم بریم بیرون !
.
.
یه فامیل داریم اسمش “سیمین”ـه ؛ الان یه سالی میشه که “نیم ساعت” صداش میکنم ! جدیدا میخوایم بهش بگیم دو ربع ساعت …
.
.
ما از اونایی هستیم که دیر میخوابن و دیر بیدار میشن ولی همیشه هدفشون اینه که زود بخوابن و زود بیدار بشن !
.
.
یکی از تفریحات واقعا مفرح خانوادگی ما اینه که وقتی خونه ایم یواشکی به هم یا به خونه زنگ بزنیم بعد بشینیم به طرف که میدوه سمت گوشی بخندیم !
.
.
ﻧﯿﻤﻪ ﯼ ﮔﻢ ﺷﺪﻩ ﯼ ﻣﻦ ، ازت ﺗﻮﻗﻊ ﻧﺪﺍﺭﻡ ﺍﻻﻥ ﭘﯿﺪﺍ ﺷﯽ ولی ﻓﻘﻂ ﺑﯿﺎ ﺑﮕﻮ ﺍﮔﻪ ﻇﺎﻫﺮ ﺁﺩﻣﺎ ﺑﺮﺍﺕ ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﻣﻦ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﺪﻧﺴﺎﺯﯼ ﻧﺮﻡ !
.
.
یکی نیست به این گیاه خوارا بگه شما که انقدر حیوونارو دوست دارید و گوشتشون رو نمیخورید ،چرا پس غذاشونو میخورید ؟ خوب گناه دارن طفلیا !
.
.
یه سوال چند روزه تو ذهنم اومده منو ول نمیکنه با این مضمون که شرکت glx لب تاب هم داره ؟
آخه لبتابم از تو کیف اصلا در نمیاد !
.
.
ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯽ ﭘﺮﺳﯽ ﭼﯿﺰﯼ ﻣﯽ ﺧﻮﺭﯾﯿﻦ ؟ ﺍﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﻣﯿﮕﻪ ﻣﻦ ﯾﮑﯽ ﺩﻭ ﻟﻘﻤﻪ ﺑﺎﻫﺎﺕ ﻣﯽ ﺧﻮﺭﻡ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺧﻄﺮﻧﺎﮐﯿﻪ !
.
.
پراید با دنده اتوماتیک ! ۲۸ تومن میلیون.
افق دیگه جواب نمیده ، من میرم مستراح !
.
.
کافیه بنا بزاری یکی رو نبین و باهاش رو به رو نشی ؛ تو یه کوچه خلوت تو کلکته هندوستان داری بستنی می خوری ، از رو به روت درمیاد …
.
.
از بس من رفتم داروخونه و بجای بقیه پولم چسب زخم بهم دادن الان میتونم یه ارتش زخمی رو پانسمان کنم !
.
.
پیانو میزنم آروم میشم
ینى اگه میزدم آروم میشدم
فى الواقع اگه داشتم و میزدم آروم میشدم
در حقیقت اگه داشتم و بلد بودم و میزدم آروم میشدم !
.
.
یه تشت قورمه سبزیه ۲روز مونده تو یخچال داریم !
معاوضه با ویلا در شمال کشور
.
.
“باز منو کاشتی رفتی” چیست ؟
اعتراض نهال به باغبان وظیفه نشناس !
.
.
یه کشف جدید :
شما میتوانید با زدن راهنما سرعت ماشین کناریتون را تا چندین برابر افزایش دهید !
.
.
اینایی که زنگ میزنن از خواب بیدارت میکنن بعد میگن عه ببخشید خواب بودی ؟؟؟
دانشمندا هنوز در موردشون به نتیجه خاصی نرسیدن !
.
.
به غضنفر میگن : خانمت فوت کرده ، بسوزونیمش یا خاکش کنیم ؟؟؟
میگه : اصلا ریسک نکنین ؛ اول بسوزونیدش بعد خاکش کنین !
.
.
میدونید چرا هویج نارنجیه ؟ چون بهش میاد !
حالا میدونى چرا یخچال سفیده ؟
به خاطر اینکه با هویج اشتباه نگیرنش !!!
.
.
به بچه مجتبی جباری میگن بزرگ شدی میخوای چیکاره بشی ؟ میگه مصدوم

يك اتفاق وحشتناك!
ديروز داشتم بازي ميكردم كه يه دفعه ديدم آلتم از جا كنده شد...!
خيلي ترسيده بودم ؛ دست و پام رو گم كرده بودم ؛ واقعا دردناك بود...
آخه بدون آلت چيكار ميتونستم بكنم؟؟!
هركاري از دستم بر ميومد انجام دادم كه يه طوري بچسبونمش سرجاش؛ ولي نشد!!
گيج شده بودم ؛ همينطور كه داشتم بهش ور ميرفتم ؛ يهو با ديدن چيزي شگفت زده شدم!
يه آلت ديگه!!
ديدم يه آلت ديگه دارم!!
خيلي خوشحال شدم و خدا رو شكر كردم كه معمولا روي كيبورد دوتا آلت نصب ميكنن!!!!!

وااااااااي وااااي
هيچي نگو فقط برو پايين خودت نگاه كن كه چطوري ...
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
... كه چطوري سركاري رفتي!!!!!!!!
آقا كلا من هر كاری بكنم ذهن شما منحرفه خوب تقصیر من چیه .... !!!
این یه راه پله معمولیه كه یه لامپ سقفش آویزونه .. همین
خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
اونقدر لذت ميبرم وقتي سريع مياي ادامه مطلب كه چي بگم
عيب نداره قول ميدم مطلب بعدي حتما ديگه جدي جدي خفن باشه هههه

این اتفاق تاسف بار در محله ی جردن رخ داده
مادر دختر 10 ساله از خانه بیرون میرود برای خریدبعد از 10 دقیقه دختر درب
خانه ی همسایه را میزند پسری 25 ساله به اسمه کامران
در رو باز میکنه با روی خوشی با سارا صحبت میکند سارا میگوید
من تنهام میشه بیایید خانه ی ما زیر غذا رو کم کنید تا مادرم برسه من از گاز
میترسم وگرنه خودم این کار انجام میدادم،کامران که متعجب شده بود به
خانه ی دختر 10 ساله( سارا) میرود،وقتی کامران وارد میشود میبیند گاز
روشنه زیره گاز رو کم میکنه بعد سارا برای کامران یک لیوان شربت میاره
داخل شربت داروی بیهوشی ریخته بود،کامران با خوردنه شربت به خوابی
عمیق فرو میرود در همین لحظه سارا داد میزنه :
دارا بیا یه نفر سر کار رفته. همه ی این متن رو خونده و باورش شده!!!!
خيلي با اينايي حال ميكنم كه تا همچين موضوعاتي ميبينن سريع روش كليك ميكنن
نظر يادتون نره

لعنت به مستراحی که برچسب قرمز و آبی شیرش برعکس خورده باشد.
لعنت به مستراحی که سوسک ها بدون اطلاع و هماهنگی سرشان را از چاه بیرون بیاورند.
لعنت به مستراحی که مرکز کانونی تحدّب کاسه اش روی صورت آدم باشد.
لعنت به مستراحی که قبل از نشستن کسی درش را بزند.
لعنت به مستراحی که آبش برود و آفتابه اش خالی باشد.
لعنت به مستراحی که پشت درش نوشته باشند:
«لعنت بر پدر و مادر کسی که در این مکان ب… .»
لعنت به مستراحی که صدا را ۵۶ مرتبه اکو کند.
لعنت به مستراحی که شیلنگش از هفت جا سوراخ شده باشد.
لعنت به مستراحی که سر شیلنگش همیشه توی چاهش افتاده باشد.
لعنت به مستراحی که فاصله کاسه اش از دیوار پشتی فقط یک سانت باشد.
لعنت به مستراحی که فشار شیر آبش مثل شیر سماور است.
لعنت به مستراحی که بدون آن بنی بشر هیچ چی نیست

کـــره ای گــفــت بـــه بابای خرش
پــــدر از هـــمـــه جــا بـی خبرش
وقـــت آن اســــت بــــرای پســرت
ایـــــن الاغ نـــــــرّه ی کــــره خــرت
مــاده ای خـــوشگـل و زیـبا گیری
تـــو کــه هر روز به صحرا میری
وقـــت آن اســت کـه زن دار شـوم
ورنـــه از بـــی زنـــی بــیمار شوم
پـــدرش گــفــت کــه ای کـره خَرَم
ای عــزیـــز دل بـــابــــا ، پــســرم
تـــو کـــه در چــنــتــه نداری آهی
نـــه طــویـــلــه ، نه جُلی نه کاهی
تـــو کـــه جــز خـوردن مال پدرت
پـــــــدر نـــــــرهّ خـــــر دربــــدرت
هـــیـــچ کـــار دگــری نیست تو را
یک جو از عقل به سر نیست تو را
به چه جرأت تو زمـن زن طـلــبی
بـــاورم نـیــست کـــه ایـنقدر جَلبَی
بـــایـــد اول تـــو بــگـیـری کاری
بــهـــر مــــردم بــبـــری تــو باری
بعـد از آن یک دو تا پالان بخـری
بـهــر آن کُــرّه خـــوشگـــل بـبـری
یک طــویــلـه بکنی رهن و اجار
تــا کــه راضــی شــود از تو آن یار
بـعــد بـایــد بـخری رخت عروس
بـهـر آن مـاده خــر خـوب و ملوس
جُـــلـی از جــنـــس کــتـــان اعلا
روی جُـــل نـقــش و نـگـاری زیـبـا
بــعـــد بـــایـــد بـــکـــنی گلکاری
بــهــر مــاشـیـن عروس یـک گاری
وقــتی ایـــنـهــا بـــشـــود آمــاده
بــعـــد از ایـــن زنـــدگــیـــّت آغـازه
می بــری مـــاده خــرت را حجله
بــا تـــأنــی نَـکــه بـــا ایـــن عـجـله
بــشـنــو ایــن پــنــد زبابای خرت
پــــــدر بـــــا ادب و بــــا هــــنـــرت
تــا کـــه اســبــاب مــهــیــا نشود
موسم عــقــد تــو بــر پا نشود
پــس از امــروز بــرو بر سرکار
تــا نـــهـــنـــد آدمـــیـــان پــشتت بار

دانایی را پرسیدند:
چیست محبوب ترین عدد در اینترنت ؟
فرمود: 18 +
چرا که وقتی خلایق آن را بینند،
بی اختیار عنان از کف دهند
و چشم ها را گشاد گردانند
و آب از دهانشان چکه نماید
و دست هایشان همی لرزد
و در صورتی که لازم باشد از مرزها گذر کنند
و در آخر نیز یا دست از پا درازتر باشند
و یا احساس دست از پا درازتری نمایند
و من همچنان در عجبم از راز این عدد

»» حس توهم را در عرض 30 ثانیه تجربه کنید ««
سلام به همه کاربران سایت عشق دونی
امروز برای اولین بار مطلبی رو گذاشتم که شما میتونید بدون مصرف مواد مخدر، حس توهم رو درک کنید و خودتون دچارش بشید.
لازمه بگم که این مطلب در یکی از دانشگاه های روانشناسی آمریکا تایید شده است.
بچه ها کپی برداری فقط با ذکر منبع مجازه.
همچنین این پست بینظیر رو فقط برای اعضا گذاشتم.
خوب برای متوهم شدن لطفا 30 ثانیه به مرکز تصویر زیر بدون پلک زدن خیره شوید.
بعد از 30 ثانیه اروم به دستی که باهاش موس رو گرفتید نگاه کنید. میبینید چه حس جالبیه؟؟؟؟
لطفا نکات زیر رو در نظر بگیرید :
1- دستی که موس رو باهاش گرفتیدو نباید به هیچ عنوان تکون بدید.
2- لطفا زیاد این حرکت رو تکرار نکنید. روی بیناییتون تاثیر منفی میذاره و بیناییتون رو برای مدت زمان کوتاه دچار اختلال میکنه.

این نامه تاجری به نام پائولو به همسرش جولیاست که به رغم اصرار همسرش به یک مسافرت کاری میرود و در آنجا اتفاقاتی برایش می افتد که مجبور میشود نامه ای برای همسرش بنویسد :
جولیای عزیزم سلام …
بهترین آرزوها را برایت دارم همسر همربانم ؛ همانطور که پیش بینی
می کردی سفر خوبی داشتم. در رم دوستان فراوانی یافتم که با آنها
میشد مخاطرات گوناگون مسافرت و به علاوه رنج دوری از تو
را تحمل کرد. در این بین طولانی بودن مسیر و کهنگی وسایل مسافرتی
حسابی مرا آزار داد. بعد از رسیدن به رم چند مرد جوان
خود را نزد من رساندند و ضمن گفتگو با هم آشنا شدیم. آنها
که از اوضاع مناسب مالی و جایگاه ممتاز من در ونیز مطلع بودند
محبتهای زیادی به من کردند و حتی مرا از چنگ تبهکارانی که
قصد مال و جانم را کرده بودند و نزدیک بود به قتلم برسانند
نجات دادند . هم اکنون نیز یکی از رفقای بسیار خوب و عزیزم
“روبرتو” که یکی از همین مردان جوان است انگشتر مرا به امانت گرفته
و با تحمل راه به این دوری خود را به منزل ما خواهد رساند
تا با نشان دادن آن انگشتر به تو و جلب اطمینانت جعبه جواهرات
مرا از تو دریافت کند و به من برساند. با او همکاری کن تا جعبه
مرا بگیرد. اطمینان داشته باش که او صندوق ارزشمند جواهرات را
از تو گرفته و به من خواهد داد وگرنه شیاد فرصت طلب دیگری جعبه را
خواهد دزدید و ضمن تصاحب تمام جواهرات آن ، در رم مرا خواهد کشت
پس درنگ نکن. بلافاصله بعد از دیدن نامه و انگشتر من در ونیز
موضوع را به برادرت بگو و از او بخواه که در این مساله به تو کمک کند.
آخر تنها مارکو جای جعبه را میداند. در مورد دزد بعدی هم نگران نباش
مسلما پلیس او را دستگیر کرده و آنقدر نگه میدارد تا من بازگردم.
بهتر است یک نکته بسیار مهم را بدانید :
پائولو قبل از سفر به رم با جولیا یک قرار گذاشته بود که در این مدت هر نامه ای به او رسید آن را “یک خط در میان” بخواند !
حالا شما هم برگردید و دوباره نامه را یک خط در میان بخوانید تا به اصل ماجرا پی ببرید !

پس مادر که پسر خود را دوست همی داشت به سرعت چارقد خویش به سر کرد و به خانه همسایه رفت .
در آنجا چشمش به سه دختر خورد یکی از یکی زیبا تر پس اس ام اس ( همان پیامک ) بزد که یا بنی ! دراین منطقه که تو ما را فرستادی نه یک ماه که سه ماه در پشت ابرند و یکی از یکی ماه تر بگو که کدام ماه چشم تو را برگرفته ! پس پسر نیز اس ام اسی بزد که یا مادر ! آن ماهی که خالی در گونه چپش بدارد ! مادر نیم نگاهی به ماه ها بنمود و دوباره اس ام اس زد که ای پسر این ماهان همه خال دارند . پس دوباره پسر اس ام اس بزد که آن ماه من خالش کمی بزرگتر باشد از باقیه ماهان ! مادر لختی درنگ بکرد و دوباره اس ام اس بزد که من چشمهایم خوب نبیند که خال کدام بزرگتر است . پسر اس ام اسی دگر بزد که مادرکم همان ماهی که مویش قهوه ای باشد ! مادر نگاهی بکرد و اس ام اس زد که این ماهان مویشان نیز یکرنگ است ! پسر با عصبانیت اس ام اس بزد که مادر! آن دو ماه کوفتی دیگر موهایشان مشکی است و این دگر قهوه ای است!!! آخر مادر جان تو که چشمهایت نمی بیند عینکی برای خود ابتیاع کن !!! حالا عیبی ندارد مادر عزیز! نشان دیگر به تو دهم ببین روی بازوی کدام ماه گرفتگی دارد ماه من همان است !!! مادر اس ام اس زد که آخر دراین معرکه من بازوی دختر مردم را چگونه ببینم ؟! پسر اس ام اس کرد که مادر جان تو که مرا کشتی ! خب ببین اگه لباس نازک دارد روی سینه چپش نیز خالی باشد و به خدا که آن دو ماه دیگر این خال را ندارند !!! مادر کمی دقت بفرمود و با خوشحالی فریادی زد و اس ام اس زد که احسنت بر تو شیر پا ک خورده ! یافتم ماه تو را که همان جور که بفرمودی است !! هنوز پسر اس ام اسی نفرستاده بود که مادر لختی درنگ بنمود و سپس سریع شماره پسر را بگرفت که : لندهور پدر سوخته !! خاک بر سر بی حیایت کنند! شیرم را حرامت می کنم (البته شیر خشکهایی را که بر حلق کوفتی ات ریختم ) خجالت نکشیدی ؟ فلان فلان شده بی حیا ............ ..

.: Weblog Themes By Pichak :.